X
تبلیغات
✿✿بهشت کوچک من و شوشو✿✿

- عاشقانه ترین و زیباترین متن ها را به وبلاگ و یا ایمیل های خود اضافه کنید ر- عاشقانه ترین و زیباترین متن ها را به وبلاگ و یا ایمیل های خود اضافه کنید- عاشقانه ترین و زیباترین متن ها را به وبلاگ و یا ایمیل های خود اضافه کنید- عاشقانه ترین و زیباترین متن ها را به وبلاگ و یا ایمیل های خود اضافه کنیدر- عاشقانه ترین و زیباترین متن ها را به وبلاگ و یا ایمیل های خود اضافه کنید- عاشقانه ترین و زیباترین متن ها را به وبلاگ و یا ایمیل های خود اضافه کنید

السانا خانوم سه ماهه ی ما:

الهی قربونت برم با این ژستات



دوستای گلم خواستین تو ادامه مطلب برین عکسارو اونجا گذاشتم....


برچسب‌ها: روزمرگی های ما سه نفر

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392 | 17:11 | نویسنده : مامان سمیه |
 عزیزم امشب واسه تو مي نويسم كه هر چي دارم ازتوست،

امشب که تنهامو تو پیشم نیستی، قلبم میخواد واست حرف بزنه:

دلم بهانه ات را میگیرد

چقدر امشب حس میکنم نبود تورا،صدایت در گوشم میپیچد و من می گویم:

جانم.....

مرا صداکردی ...؟؟!

با تو بودن برام عادتی ساخته که بی تو بودن را هرگز باور ندارم. . .
 
بگذریم عزیزم میخوام از دوست داشتنام واست بنویسم ...

مرد که تو باشی زن بودن خوبه از میان تمام مذکر های دنیا فقط کافیـــــــست پای تو درمیان باشد نمیدانی برای تو.
خانوم بودن چه کیفــــــــی دارد!!

دوست دارم اون موقع هایی که ناراحتت میکنمو میگم این دفعه آخره که ناراحتت میکنمو تو میگی باشه بخشیدمت... بغلم میکنی
دوست دارم غرق شم غرق شدن هميشه تو آب نيست.. تو غصه نيست.. تو خيال نيست..
آخه دوست دارم گاهی تو آغوشت غرق شم...

من شیفته ی اون بوسه های هول هولکی ام که صبح دیرت شده اما از خیرش نمیگذری


میدونم این چند وقته که با همیم چقدر هوامو داری ازت ممنونم

هرچه دلم رو خالی می کنم .. دوباره پرمی شه از تو ..چه برکتی داره این عشقت ...!

تا دیروز ، هرچه می نوشتم عاشقانه بود.
از امروز ، هرچه بنویسم صادقانه است

عاشقانه دوستت دارم . . .

چه عاشقانه به رويت لبخند زدم و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتی ...
و اين شد:

"عاشقانه ی آرام" من و تو
همیشه دوستت دارم

نازنینم
عشقم را نه از روی جملات نامه هایم بلکه از چشمانم بخوان .کلمات ، عشق باشکوه مرا حقیرو کوچک میکنند .برای فهمیدن معنی نگاهم دنبال کتاب ها نرو جوابش را در قلبت خواهی یافت .

تقدیم به تنها شریک زندگیم:

                                    علی





برچسب‌ها: روزمرگی های ما سه نفر

تاريخ : جمعه سیزدهم مرداد 1391 | 1:15 | نویسنده : مامان سمیه |
دوستان گلم سلام.

این پاپوشو من چند وقت پیش بافته بودم واسه خودم.ولی انگار قسمت نمیشد ازش عکس بگیرم و واستون بزارم .بالاخره امروز طلسم این پاپوش شکست و خواست رونمایی کنه و ازش ما تونستیم عکس بگیریم

امیداورم خوشتون بیاد  از روش ببافین و بپوشین



برچسب‌ها: هنر بافتنی , نمونه کار های خودم

تاريخ : چهارشنبه سی ام بهمن 1392 | 22:0 | نویسنده : مامان سمیه |

سئوگیلیم، عشق اولماسا وارلیق بوتون افسانه دیر


عشقیده ن محروم اولان  انسانلیغا بیگانه دیر


سئوگی دیر  یالنیز محبت دیر حیاتین جوهری


بیر کونول کی عشق ذوقین دویماسا، غمخانه دیر


کادوی ولنتاین من به اقای همسر:



اینم شاخه گل شوشوی مهربونم واسه من که عاشقونه دوسش دارم.



با آرزوی خوشبختی واسه همه عاشقای دنیا


برچسب‌ها: روزمرگی های ما سه نفر

تاريخ : جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 | 21:58 | نویسنده : مامان سمیه |

اینم ادم برفی شادی(دختر خواهرم)و امیر حسین(پسر داداشم) که واسه السانا درست کرده بودن با چه ذوق و شوقی عکسشو واسمون ام ام اس کردن.الهی قربونشون برم که دلم واسه سه تاشونم(مهدی پسر خواهر بزرگم) خیلی تنگ میشه

شادی و امیرحسین

امیرحسین الهی قربونش برم ایشالا کت و شلوار عروسیشو تو تنش ببینیم.


و اینم اقا مهدی که خاله قربونش بره واسه خودش مردی شده ماشالااا


برچسب‌ها: روزمرگی های ما سه نفر

تاريخ : یکشنبه بیستم بهمن 1392 | 20:13 | نویسنده : مامان سمیه |
از بچگی عاشق هنر و کارای هنری بودم.یادمه بچه بودم یه همسایه داشتیم که یه مدت قالی می بافتن.منم  خیلی دوست داشتم میرفتم هر از گاهی میشستم اونجا و نگاه میکردم به دستاشون تا یاد بگیرم یه موقع هم میدادن چند تا منم میبافتم که کلی ذوق میکردم.تمام حواسم بود که دقت کنم چجور از روی نقشه میبافن و دار قالی رو چجور میزنن...

خلاصه کلاس اول دوم راهنمایی بودم دقیقا یادم نمیاد دست به کار شدم با خواهر کوچولوم برای خودم با تخته دار قالی زدمو نقشه کشیدم تو کاغذ وشروع به بافت کردم نخاشو هم از کاموا و هر از گاهی از اونا خواهر کوچولوم میرفت میگرفت

با کلی دردسر خلاصه قالی ما تموم شد.

این قالیچه ی منه خیلی دوسش دارمو عاشقشم . الانم همیشه کنار میز کامپیوترمه و هر موقع نگام بهش میفته خاطراتم زنده میشه یادش بخیررررررر



برچسب‌ها: نمونه کار های خودم

تاريخ : دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 | 23:11 | نویسنده : مامان سمیه |
سلام دوستای خوشملم خوبین؟

شرمنده که دیگه نمیتونم زود به زود مطالب جدید بزارم.اخه دخملی اصلا نمیزاره حتی به کارای خونه هم برسم.امروز بیکار بودم السانا هم خواب بود.گفتم چه کاری میتونم بکنم که سرو صدا نداشته باشه تا دخملی بیدار نشه !!!!!!!همین خوبه که بشینم یه لوگو برای وبلاگم درست کنم که هر موقع میخوام عکس بگیرم این لوگو رو کنارشون بزارمو عکس بگیرم.البته به پیشنهاد خواهری دست به این کار زدم.حالا نمیدونم خوب از آب در اومد یا نه!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



برچسب‌ها: روزمرگی های ما سه نفر

تاريخ : دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 | 17:51 | نویسنده : مامان سمیه |

شامی کلا به اون دسته از کوکو جات میگن که به همراه گوشت,سبزیجات استفاده میشه.هر شهرستانی شامی مخصوص خودش رو داره.در اینجا از هویج استفاده کردیم.میگن شامی هویج شامی مخصوص استان قم است(والا ما 6 ساله که تو قم هستیم این شامی رو ندیدیم که اینجا درست کننsad no emoticon)


با این رسپی یه شامی هویج بسیار خوشمزه خواهید داشت حتما امتهان کنین!

خب بگذریم بریم ادامه اموزش:

مواد اولیه:

گوشت چرخ کرده                    200گرم

هویج                                    100گرم

تخم مرغ                                1 عدد

پیاز متوسط                             1 عدد

ارد نخودچی                            1 ق غذاخوری سر پر

نمک-فلفل سیاه-زردچوبه-پودر سیر-دارچین         به میزان لازم


مواد لازم برای سس:

پیاز متوسط                            1 عدد

رب گوجه                              2 ق غذا خوری

رب انار                                 1 ق چای خوری



با همدیگه میریم به ادامه مطلب برای دیدن ادامه آشپزیمون...


برچسب‌ها: آموزش آشپزی

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه نهم بهمن 1392 | 0:44 | نویسنده : مامان سمیه |

درست است "شاهزاده ام "را پیدا کرده ام


اما پدرم همیشه "پادشاه "من


خواهد ماند!



برچسب‌ها: روزمرگی های ما سه نفر

تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم دی 1392 | 21:43 | نویسنده : مامان سمیه |
به نظر من بافتنی یکی از جذابترین و زیباترین و ظریفترین هنرها میان هنرهای موجود هست که اگه در آن کمی دقت و خلاقیت هم به کار برده شود به جذابیت آن صد چندان افزوده می‌شود.

از بچگی عاشق کامواهای رنگارنگ بودم و علاقه ی زیادی به بافتنی داشتم.ولی تا حالا هنر بافتن رو تجربه نکرده بودم.واسه همین الان کم کم شروع کردم که این هنرو که واقعا عاشقش بودمو یاد بگیرم.خلاصه خودمو به هر دری زدم از اینترنت گرفته تا برنامه های تلوزیون ...خدارو شکر بالاخره دارم کم کم موفق میشم. اینجاست که میگن: خواستن توانستن است

این شال و کلاه و پاپوش که برای دخملی بافتم کار اولمه شماهم تعریف کنین تا تشویق شم برای ادامه دادن به این کار...




موضوعات مرتبط: نمونه کار های خودم ، هنر بافتنی
برچسب‌ها: هنر بافتنی , نمونه کار های خودم

تاريخ : چهارشنبه هجدهم دی 1392 | 14:6 | نویسنده : مامان سمیه |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.